تو دنیای منی...اما به دنیا اعتمادی نیست!
خیلی خشنه زندگی ولی حوصله کردم ... تو فشنه زندگی من یه مدل دردم
گوش هایم را می گیرم... آیا سقفی بالای سرت هست؟ آموخته ام کـــــــــــــــه..... برای مشاهده ی کامل به ادامه مطلب بروید... سوت پایان را بزن ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﺬﺭﻡ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ ، ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﺬﺭﻡ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺑﮑﺸﻢ ، ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﻃﻌﻤﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﭽﺸﻢ. ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﺬﺭﻡ ، ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﮔﺬﺷﺘﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ، ﻣﯿﺮﻭﻡ ﺗﺎ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻤﻨﺸﯿﻦ ﺷﻮﯼ.... ميــــــــروم تا.... لطفا براي مشاهده ي كامل متن به ادامه مطلب برويد... قرعه کشی تمام شد... تو به اسم کس دیگری در آمدی... تقدیر جای خود... اما لااقل اسم مراهم در کیسه ات می انداختی...!!! ساده می مانند . . . اما سَخت دِل می کنند . . .سخـــــت...خیــــلی سخــــــت...! وقتی فهمیدم بر نمیگردی هم،دل به کسی نبستم... من به خیالت هم خیانت نمیکنم... اما توووووو......!!! تو از کنار قلب من , ساده گذر کن خدا باهام بهم زده , ازم هذر کن من برنگشتم... من برنگشتم... چقد می ارزه... گریه ی دل شکسته ها , چقد می ارزه ... چقد می ارزه...!!! فقط منتظر بود که من پاپیش بذارم... من از محبت تام بهش گفتم...اون از سوءاستفاده کردن...! خیلی راحت قبول کرد...!!! همه چی رو فقط با یه کلمه تموم کرد" برو خدافظ... باشـــــه میرم...تو بمون و یه کوله بار دروغات... ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺴﻮﺯﺩ ﺩﻝ ﻣﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﻦ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺍﻡ ﺩﺭ ﺗﺐ ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺩﮔﺮ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ... ﻏم دﯾﺪﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻋﺎﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ ﻣﻨﻢ ﻣﻦ ﺟﺰ ﺑﺎﺭﺵ ﺧﻮﻥ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺍ ﻣﺸﻐﻠﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﺳﮑﻮﺕ ﺍﺳﺖ ، ﺧﺪﺍﯾﺎ... ﻣﺎﻧﻨﺪ ﮐﻮﯾﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﻫﯿﭽﮑﺴﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺷﻤﺎ ﺑﺪ ﻏﺰﻟﯽ ﺷﺪ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺫﻫﻦ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﮔﻠﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ... زود هم می رود... زود هم بر میگردد... اما کسی که دیر میرنجد: دیر میرود...اما دیگر بر نمیگردد... برای کسی که با میل خودش رفته... یک ثانیه دلتنگی هم حماقته.... من قدرش ندانستم محبت کنی میره… محبت نکنی میره …. کم محبت کنی سرد میشه میره …. زیاد محبت کنی میزنه زیره دلش میره …. متعادل باشی محل نمیزاره میره…. آخه قضیه چیه؟ بالاخره چی کار کنیم....؟؟؟ ولی هر کاری هم که بکنی اگه لیاقت تو نداشته باشه، آخرش خیـــــانت میکنه و میـــــــــره...!!! آنقـــــدر مرآ ســــرد کـــــــــــرد از خودش گویند که دوزخی بود عاشق و مست... گویند که دوزخی بود عاشق و مست.... گویـند بهشــــــت با حور خوش است...! من میگویـــم که آّب انگــــــــــور خوش است...!! این نـقد بگیر و دست از آن نسیه بدار...!! آواز دهــل شنیـــــدن از دور خوش اســـــت....!!! این می چه حرامیست که عالم همه زان میجوشد یــــک دستـــه بـه نابــــودی نــامش کوشنــــد آنـــــان کـه بـــــر عاشقــــــان حــــــرامـش کردنــــــد خــــود خلـــــوت از آن پیـالـه هـا مـی نوشنــد آن عاشق دیوانه کـه این خمار مستـــی را سـاخت معشـــوق و شــراب و مـی پرستـی را سـاخت بـــی شـــک قـــدحــی شــــراب نوشیـــــد و از آن سـر مـست شد ایــن جهــان هستــی را سـاخت.... پنجره ، وا می شود ... بگو سرگرم چی بودی که اینقد ساکتو سردی !!؟ سلام ای ناله بارون دست تو تو دست من بود دلت اما جای دیگه... مدتی بود حس می کردم که دلت یه جا اثیره... تو می گی یه وقتو گاهی پیش میاد یه اشتباهی تو می گی یه وقتو گاهی پیش میاد یه اشتباهی ديگري را دوست مي داشت.... بارها گفتم : دوست داري مرا ؟ گفت: آري ! تا آن موقع خاموش بودم آيا دل به ديگري بسته اي گفت : نه...!!! فرياد زدم بگو راستش را هر چه هست ! تو را خواهم بخشيد! از گناهت هر چه سنگين باشد خواهم گذشت عاقبت با اميد و آرزوي فراوان پيش آمد و گفت : مرا ببخش ديگري را دوست دارم ...! گفتم مدتها تو به من دروغ گفتي اين بار من به تو دروغ گفتم : (( هرگز تو را نخواهم بخشيد))... کاش از اول می دونستم تو مال دیگرونی کاش از اول می فهمیدم تو با من نمی مونی کاش از اول می دونستم تو سهم من نمی شی کاش می فهمیدم تو از عشق من گریزونی از فکرو قلبم تو که نمیری که به همین زودی تو اون فرشته ای پاکی که من فکر می کردم نبودی می دونم هر جا که هستی با هر کسی نشستی به راحتی فراموشم می کنی تو به زودی... این همه عاشق بودم تو نفهمیدی با تو صادق بودم تو نفهمیدی من که عاشق بودم تو نفهمیدی با تو صادق بودم تو نفهمیدی کاش از اول می فهمیدم تو مغروری کاش می دونستم از دنیای من دوری کاش آروم آروم از قلب من می رفتی... چه دوروغای شیرینی به من می گفتی این همه عاشق بودم تو نفهمیدی با تو صادق بودم تو نفهمیدی من که عاشق بودم تو نفهمیدی با تو صادق بودم تو نفهمیدی... ....... رفتمو تنهات ميذارم بايه دنيا گله.... فرق است بین با خدا و نا خدا بودن... اولی همیشه دل آرومه و دومی همیشه دل آشوب ... بگی گل من باغچه نو مبارک ............
چشم هایم را می بندم....
زبانم را گاز می گیرم...
ولی حریف افکارم نمی شوم...
چه اندازه دردناک است فهمیدن......!!!
نانی برای خوردن
لباسی برای پوشیدن
و ساعتی برای خوابیدن داری؟آری
نامی برای خوانده شدن
کتابی برای آموختن
و دانشی برای یاد دادن داری؟آری
بدنی سلامت برای برداشتن سبد یک پیر زن.
سخنی برای شاد کردن یک کودک
دهانی برای خندیدن و خنداندن داری؟آری
لحظه ای برای حس کردن
قلبی برای دوست داشتن
و خدایی برای پرستیدن داری؟آری
پس خوشبختی بسیار خوشبخت...
آموخته ام که خدا همیشه مرا می بیند !
آموخته ام که من تنها کسی نیستم که غمی در دل دارم !
آموخته ام که ساده دل نبندم !
آموخته ام که هیچ گاه وابسته نشوم ....!!!

ادامه مطلب
من حریف هرزگی تو...
و احمق بودن خودم نمی شوم . . .!!!
ادامه مطلب

آدم های ِ ساده . . .
ساده هم عاشق می شوند . . .
ساده صبوری می کنند . . .
ساده عشق می وَرزَند . . .
اما آن وقت که دل ِ می کنند . . .
جان می دَهند . . .جان...!
آدم های ِ ساده . . .
ﭘﺴﺮﮎ ﻣﺎﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺶ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺑﻮﺩ ﻣﻄﻤﺌﻨﺎ” ﮐﻪ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ...
ﻋﺸﻖ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻏﺮﻭﺭ ﺍﺳﺖ ﻫﻨﻮﺯ…
دست منو گرفته بود , ازش گذشتم
جاده به انتها رسید, من برنگشتم
میخوام خدا خدا کنم , تو جای من شو
صدای من نمیرسه , صدای من شو
چقد خدا خدا کنم , دلش بلرزه...
گریه ی دل شکسته ها , چقد می ارزه...
نگو نگو نمیرسم , طاقت موندنم کمه
ببین مسیر اخرم , چشمای بارون زدمه
چقد خدا خدا کنم , دلش بلرزه
گریه ی دل شکسته ها,چقدمی ارزه چقدمی ارزه
![]()
که بعد رفتنم
جانا هزار افسوس خواهي خورد...
فلاني يار خوبي بود
و
که حـــالا ....
به جــــآی دل بستَن .... یَخ بسته ام....!!!
آهـــــــــــــــــــای !!
رویِ احساســــآتَم پــــا نگذارید ، لیز میخورید ...

پنجره ، بسته می شود ...
پنجره ؛ وابسته می شود...!!!
خودت آرامشم بودی خودت دلواپسم کردی
ته قلبت هنوز باید یه احساسی به من باشه...
چقد باید بمونم تا یکی مثل تو پیدا شه
تو روز و روزگار من بی تو روزای شادی نیست
تو دنیایی منی اما به دنیا اعتمادی نیست....
سلام ای چشمای گریون
سلام روزهای تلخ
هنوزّّّ ّّّّهم دوسش دارم
سلام ای بفض تو سینه
سلام ای اه آیینه
سلام شب های دل کندن
هنوز هم ودستش دارم
نمیدونی تو این روزا چقد حالم پریشونه
دلم با رفتنت تنگو دلم با بودنت خونه.....
تو خودت خبر نداری اما چشمات اینو می گه
پشت پا زدی به بختت کی واست جز من میمیره
نه دیگه دیگه نمی شه واسه تو نمونده راهی...
دیگه دیدنم محاله , دیگه برگشتم خیاله
سزای کارت همینه , دل از اون نگات بیزاره
نه دیگه ُدیگه نمی شه واسه تو نمونده راهی...
ولي آخر از پاي شکيب افتادم و گفتم:راستش را بگو تو را خواهم بخشيد !

واسه دست كشيدن ازعشقت چاره شدفاصله.
روزي كه چشماتو ديدم،چشم ازهمه بريدم،اما دريغ ازعشق تو.
ديگه تمومه...
شادي حرومه...به قلب خستم زدي نشونه-جونم...
ديگه نميخوام دل ديونه-ازخاطراتم چيزي بمونه-جونم...
اي واي ازاون همه احساس شد پرپر نگاه تو؛حیف از دلی که با جونم میرفت به راه تو.
حالا که دست دل سنگت رو شد واسه دل خستم؛میخوام بدونی چشمامو روی تو بستم.
رفتی یو قلب تو تنهاست بین این همه سیاهی...حالا ببین بدون من چه سخت بی پناهی...
روزی که دل کندی از من گفتی آسونه رفتن؛اما دریغ از عشق من.
دیگه ندارم عشقت به سینه؛رو قلب زخمیم نشسته کینه.ای وااای...
دیگه نمیخوام بمونه یادم عشق سیاهت داده به بادم...ای واای...
ای وای از اون همه احساس شد پرپر نگاه تو...
حیف از دلی که با جونم میرفت به راه تو...
حالا که دست دل سنگت رو شد واسه دل خستم؛میخوام بدونی چشمامو روی تو بستم......

يكي از ما رفته باز سراغ يك يار ديگه
يكي از ما داره باز تو عشق، خيانت مي كنه
داره دستهاش به يه دست ديگه عادت مي كنه
اون تويي كه دست تو ، تو دست ديگري ديدند
اون تويي كه آدمها با دست به هم نشون مي دهند
اوني كه سادگي رفته از نگاش فقط تويي
اوني كه عشق و گذاشته زير پاش فقط تويي
برو از تو قلب من كه قلب من جاي تو نيست
ديگه دل عاشق اون دستهاي تو نيست
واسه برگشتن و موندن ديگه خيلي دير شده........
.
.
.
چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت
دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو قلبت هدیه
داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی
حس کنی که هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی
که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما
وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها
تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که
هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی
و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب

| Design By : Mihantheme |









